الآخوند الخراساني ( مترجم وشارح : مهركش احسان )
42
غاية السؤول في شرح كفاية الأصول ( فارسى )
يوجب تصوره 1 ) . . . فيوضع له 2 ) . . . فيكون الوضع عام 3 ) . . . هذا بخلاف 4 ) فإن الموضوع له و هى الافراد 5 ) 1 ) ضمير به خاص برمىگردد 2 ) ضمير به عام برمىگردد 3 ) جواب از مطالبى است كه در قسمت نعم ربما يوجب بيان شد . 4 ) مستشكل مىگويد اگر بپذيريم كه صحت وضع خاص موضوع له عام برگشتش به وضع عام موضوع له عام است پس بايد صحت وضع عام موضوع له خاص هم برگشتنش به وضع خاص موضوع له خاص باشد يعنى بايد بپذيرم كه اقسام وضع دو قسم بيشتر نيست يكى وضع عام موضوع له نام دوم وضع خاص موضوع له خاص . 5 ) جواب اين اشكال بين اين دو مطلب فوق است زيرا كه تصور خاص موجب تصور عام مىشود به اين صورت كه زمانى كه معناى خاصى را تصور مىكنيم و آن را مورد تجزيه و تحليل قرار مىدهيم به يك مفهوم كلى مىرسيم مثلا وقتى معناى زيد را تصور مىكنيم و آن را تجزيه و تحليل مىكنيم يك سرى مفاهيم عام و كلى مثل جنس ( حيوانيت ) فصل ( ناطقيت ) عرضى خاص ( شاعريت ) و . . . از او انتزاع مىشود . مشاهده فرموديد كه از تصور خاص به تصور عام رسيديم . اما تصور عام موجب تصور خاص نمىشود مثلا زمانى كه مفهوم كلى انسان را تصور مىكنيم موجب تصور مفهوم جزئى زيد و بكر و عمر نمىشود .